خرید بک لینک
امروز غروب می خواستم کابوسم را در بقچه ترمه ای بپیچم و به رودخانه ی پشت دیوار بسپارم، باور می کنی؟ می خواستم دوباره من را در تو گره بزنم و واژه ی خوب «ما» را بسازم، خنده دار نیست؟ هر دو می دانیم که ما تمام شده ایم و هیچ بقچه ی ارغوانی جای قلب خسته ی من و دست های خالی ترا ندارد...

برچسب: گم کرده راه,گم کرده راه مقصود,گم کرده راهم,گم کرده راهیم,دانلود اهنگ گم کرده راه رویا,غریبی بودمو گم کرده راهی,دلم گم کرده راهش را,اهنگ گم کرده راه رویا,گم کرده ام راه,هرجاکه آهویی گم کرده راهش را, نویسنده: غزل میرزاده تاريخ: يکشنبه 25 مهر 1395 ساعت: 15:19

آن روز شاید

موی بلند باد بود

یا برق صاعقه ای

که رویاهایم را

در گودی چشمانت یله می کرد...

نمی دانست ماندگار می شوم!

برچسب: اتفاقية اوسلو,اتفاقی به انگلیسی,اتفاقات عجیب,اتفاقات برق,اتفاقية لوزان,اتفاقات,اتفاقية سيداو,اتفاقية كامب ديفيد,اتفاقات جالب,اتفاقات عجيب, نویسنده: غزل میرزاده تاريخ: سه شنبه 20 مهر 1395 ساعت: 3:24

هر صبح که پنجره را باز می کنم به آسمان خیره می شوم و انتظار می کشم تا خورشید سلامم کند! ... به اتاق بر می گردم و تقویم را ورق می زنم... یک روز دیگر تو نبودی و دل من تنگ بود برایت تا غروب تا شب تا تک تک ستاره هایی که ماه را به گروگان گرفته اند تا تو بیایی...

برچسب: انتظار,انتظارك صعب,انتظارا انتظرت الرب,انتظارك صعب كلمات,انتظار الفرج,انتظار به انگلیسی,انتظار الفرج عبادة,انتظار الحبيب,انتظار منصور,انتظار اسالنا, نویسنده: غزل میرزاده تاريخ: سه شنبه 20 مهر 1395 ساعت: 3:24

دارم درون خودم گریه می کنم

و هیچ کس

فریادهایم را نمی شنود.

انگار آسمان خوب خدا هم

بجای باریدن

مدام بر سرم تف می کند!

برچسب: name,meaning,m,gif,and justice for all,definition,meme,n,l,baby one more time, نویسنده: غزل میرزاده تاريخ: سه شنبه 20 مهر 1395 ساعت: 3:24

برای امین عزیزم به امید آمدنشان نیستی! اما صدایت مدام با من است: پنجره ها را که باز کنی، من از غایت شب رسیده ام. برف می بارد سردم است اما، شب های زیادیست که هیچ پنجره ای را نبسته ام! شاید بیایی...

برچسب: شاید بیایی شاید ببینی,شاید بیایی ویگن دانلود,شاید بیایی,شاید این جمعه بیایید,شاید این جمعه بیاید,شاید سر مهر بیایی,دانلود آهنگ شاید بیایی,شاید یک شب بیایی,شاید تو بیایی,متن شاید بیایی ویگن, نویسنده: غزل میرزاده تاريخ: سه شنبه 20 مهر 1395 ساعت: 3:24

برای رضای خوبم

تو را صدا کردم،

نیامدی!

بی تو رفتم.

اما با تو ام مدام،

تا هنوز...

برچسب: هر روز پاییزه,هر روز یک گوشه,هر روز چند ثانیه است,هر روز برای همان روز,هر روز دو داستان جديد,هر روز برایت رویایی باشد,هر روز پاییزه چاوشی,هر روزتان نوروز نوروزتان پیروز,هر روز صبح در آفریقا,هر روز یک آیه, نویسنده: غزل میرزاده تاريخ: سه شنبه 20 مهر 1395 ساعت: 3:23

شکستم، ساکت و سنگین. شکستم، در بهت یک خداحافظی! و خودم را دیدم که چون یک قوری چینی نقش و نگارم خورد شد... سال ها گذشت خودم را تکه تکه بند زدم قلبم را دوباره زنده کردم اما مدام، جای بند بند این وصال دهن کجی می کند... که هرگز قبای عشق اندازه ی تن ام نبود! ... هرگز قبای عشق اندازه ی تن ام نبود!

برچسب: نویسنده: غزل میرزاده تاريخ: سه شنبه 20 مهر 1395 ساعت: 3:23

به علیرضای خوبم: هستم و هستی با هر چه بود و نبود در فاصله ی کوچه های فصل در ترنم زیباترین ترانه ی دوستی و پناه یک دیوار. کنار یک سفره ی صمیمی: تکه نان ی، جرعه آب ی. با یک پُر ـ کاسه از محبت و مهر با صدای خوب خنده هامان... هستم. هستی؟

برچسب: جناب دوست, نویسنده: غزل میرزاده تاريخ: سه شنبه 20 مهر 1395 ساعت: 3:23

برای خاله ام که سالار زنی بود و رفت دفتر خاطراتم را ورق می زنم و به تو می رسم، بانوی خوب من! بانوی سخاوت و صبر... بیاد می آورم که چه پشت و پناهی بودی! مثل یک کوه در برابر باد مثل یک جرعه آب، در برابر هر چه بغض مثل یک خورشید پشت یک ابر سیاه که سرک می کشید، به تمام دردهای جهان و قامت رعنای تو که چه استوار بود، و خانه ات ته آن کوچه ی گرم خانه ی امیـد بود و بس... اما دیگر نیستی تا ببینی که بی تو دیگر هیچ مآوایی معنا ندارد و هیچ بانویی برای دیگران مادری نمی کند... یادت بخیر بانو یادت بخیر بانوی اطلسی ها...

برچسب: نویسنده: غزل میرزاده تاريخ: سه شنبه 20 مهر 1395 ساعت: 3:23

لعنت به من لعنت به تو لعنت به عشق لعنت به ما، و به هر چه حس خوب... گفته بودم ات که قبای عشق هرگز اندازه ی تنم نبود گفته بودم ات که می دانم سهمی ندارم از عشق و باورم نکردی... بدرقه ام که می کنی اشک هایم را می بینی اما باز برایم روز خوشی را آرزو می کنی! کدام خوش ی؟ کدام روز؟ وقتی تو نباشی هیچ شبی روز نمی شود، نگفته بودم ات؟

برچسب: ستاره های بی نشان نیلوفر لاری,ستاره های بی نشان,ستاره های بی نشون,ستاره های بی شمار,ستاره های بی ادب,ستاره های بی دنباله قسیم اخگر,ستاره های بیلبورد,ستاره هاي بي نشان,رمان ستارههای بی نشان,وبلاگ ستاره های بیشمار, نویسنده: غزل میرزاده تاريخ: سه شنبه 20 مهر 1395 ساعت: 3:23

صفحه بندی